ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

22

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

مىكردم . سلطان گفت : پندارى كه با تو چه خواهم كرد ؟ گفت : يا مرا ميكشى و يا در بلاد اسلام مىگردانى و يا مالى مىستانى و عفو مىكنى . سلطان گفت : آرى چنين خواهم كرد . و از سر خونش درگذشت و قرار بر آن شد كه هزار هزار و پانصد هزار ( يك ميليون و پانصد هزار ) دينار با هد و همهء اسيرانى را كه از مسلمانان ، در بلاد روم هستند . آزاد كند . سلطان او را به خيمه آورد و ده هزار دينار بداد تا بدان تجهيز سفر كنند و جماعتى از سرداران رومى را كه اسير بودند با او آزاد كرد و يك فرسنگ به مشايعتش رفت . چون خبر اسارت رومانوس به روم رسيد ، ميخائيل تحت پادشاهى تصرف كرد و خود را پادشاه خواند . رومانوس پشمينه پوشيد و رهبانيت اختيار كرد . رومانوس دويست هزار دينار گرد آورد و با طبقى زر كه در آن هفتاد هزار دينار گوهر بود نزد سلطان فرستاد و گفت كه او را بيش ازين ميسر نيست . سپس رومانوس بر بلاد ارمن مستولى شد . شعرا سلطان را مديحه‌ها سرودند . در سال 463 اتسز پسر اوق خوارزمى از امراى سلطان ملكشاه شام را تصرف كرد و تركان را گرد آورد و به فلسطين راند و رمله را بگرفت و بيت المقدس را محاصره نمود و آن را از لشكريان مصر بستد و همهء آن بلاد جز عسقلان را در قبضهء تصرف آورد . سپس دمشق را محاصره نمود و اعمال آن را ويران كرد . در سال 464 خليفه القائم بامر اللّه عميد الدولة بن جهير را با خلعتهايى براى سلطان و پسرش ملكشاه روانه نمود . سلطان رسول فرستاده بود و از خليفه اجازه خواسته بود كه ملكشاه را وليعهد خود سازد . اينك خليفه اجازه داده بود و عميد الدوله بدين منظور با خلعتها آمده بود . و نيز عميد الدوله را فرمان داده بود كه دختر الب ارسلان را براى پسرش المقتدى لامر اللّه خواستگارى كند سلطان بپذيرفت و عقد نكاح در نيشابور انجام يافت . عميد الدوله از نزد سلطان الب ارسلان نزد ملكشاه رفت تا خلعت خليفه بر او پوشد . در اين هنگام ملكشاه در اصفهان بود . ملكشاه خلعت بپوشيد و نزد پدر باز گرديد . عميد الدوله جهير هم به بغداد رفت . هم در اين سال سلطان الب ارسلان وزير خود نظام الملك را با سپاهى به بلاد فارس فرستاد . در آنجا دژى استوار بود و صاحب آن دژ فضلون ناميده مىشد . فضلون سر به فرمان سلطان نياورده بود . نظام الملك برفت و فضلون را از دژ فرود آورد و بند بر نهاد و نزد سلطان فرستاد . سلطان او را امان داد و آزاد كرد . كشته شدن سلطان الب ارسلان در آغاز سال 465 الب ارسلان محمد ، قصد ما وراء النهر كرد . فرمانرواى ما وراء النهر شمس الملك تكين بود . سلطان بر جيحون پل بست و به مدت بيست و چند روز سپاهش كه